
۲۰-کلرنس وورلی - عشق واقعی (True Romance)
کلرنس ترکیبی از برخی از ویژگیهای تارانتینو است. یک قهرمان پرحرفِ پرجنبوجوشِ عاشق الویس و فیلمهای کونگفوکاری که میخواهد یکشبه یک پول گنده به جیب بزند و با معشوقهاش به دل جاده بزند. کلنرس در ابتدا مثل ابرقهرمانی است که چیزی برای جنگیدن ندارد، اما به محض دیدار با آلاباما در سالن سینما، برای مطمئن شدن از پیوندشان هر کاری که فکرش را بکنید میکند؛ از قاچاق موادمخدر گرفته تا تیراندازی. در نهایت مشخص میشود برای رسیدن به عشق و آرامش باید ابتدا از اتاقی پر از جنازه عبور کرد.

۱۹-ریچی گِکو - از بام تا شام (From Dusk Till Dawn)
تارانتینو به طور مختصر در بسیاری از فیلمهایش حضور پیدا میکند، اما ریچی گکو کیلومترها مهمتر و عجیبوغریبتر از بقیهی آنها است که بیشتر از دیگر حضورهای او در یادتان حک میشود. ریچی برادرِ مریض و روانیِ جورج کلونی است. در توصیف ریچی همین را باید بدانید که او از عرضهی مراقبت از یک گروگان معمولی هم برنمیآید و تمام دلورودهاش را روی ملافههای تختخواب بیرون میریزد. این دیگر تارانتینویی در اوج ترسناکبودن و دیوانگی است.

۱۸-شوسانا - حرامزادههای لعنتی (Inglourious Basterds)
انتقام غذایی است که بهتر است سرد سرو شود، یا اگر مثل شوسانا بازماندهی جنگ هستید، غذایی است که بهتر است کبابی و غلتیده در خون نازی به نیش کشیده شود. شوسانا که تنها بازماندهی قتلعامِ خانوادهاش است، تصمیم میگیرد با کمک «حرامزادهها» قتلعام خودش را در سینمایش به اجرا دربیاورد و هیتلر و رایش سومش را با هم به نابودی بکشاند. متاسفانه شوسانا تا آخر موفق است، تا اینکه قربانی یکی از غافلگیریهای شوکهکنندهی تارانتینو میشود.

۱۷-آقای سفید - سگهای انباری (Reservoir Dogs)
بعد از اینکه عملیاتِ سرقت الماس گروه به بیراهه کشیده میشود، آقای نارنجی زخمی میشود و آقای سفید تصمیم میگیرد تا لحظهی آخر به او وفادار بماند و در زمانی که همه به فکر خودشان هستند، او را تنها نگذارد و به او قوت قلب بدهد. از همین رو، آقای سفید یکجورهایی از بقیه انسانتر رنگآمیزی میشود. آقای سفید تا لحظهی آخر سر همان تکه انسانیتش مبارزه میکند، اما لحظهی تخریبگر داستان جایی است که میفهمد مامور مخفی خودِ آقای نارنجی بوده است.

۱۶-میا والاس - پالپ فیکشن (Pulp Fiction)
میا والاس شبیه همسر گانگسترهایی که تاکنون دیدهاید نیست. به جای اینکه در کاخ تجملاتیاش مهمانی بگیرد یا از صبح تا شب در بوتیکها ول بچرخد و کیلو کیلو لباس بخرد، ترجیح میدهد وقتش را با نوچههای شوهرش بگذارند. اهل کارهای هیجانانگیز است و حتی از شوهرش نیز بیمسئولیتتر است. اگر از احتمال اوردوز کردنش فاکتور بگیریم، همراه خوبی برای صرف شام است، سکوتهای معذبکننده را به خوبی میشکند و رقاص ماهری است.

۱۵-سرگرد مارکوییس وارن - هشت نفرتانگیز (The Hateful Eight)
در میان شخصیتهای اصلی «هشت نفرتانگیز» شاید تمامیشان همهی ویژگیهای لازم برای حضور در این لیست را دارند، اما برای اینکه گندش را درنیاوریم، به یکی-دوتا از بهترینهایشان اکتفا کردهایم. مارکوییس وارن یکی از دیگر از کاراکترهای تارانتینویی ساموئل جکسون است که خودش را به زور در ذهنمان حک میکند. وارن دل خوشی از سفید پوستها ندارد و آنقدر جایزهبگیر نفله کرده است که احتیاط را فراموش نکند. اما هدف اصلی او در فیلم کشتنِ ژنرال اسمیترس است و با روایت یک داستانِ نفرتانگیز دربارهی پسر ژنرال، انتقام جرایم جنگی ژنرال را از او میگیرد. اما این تازه شروع شب طولانی مارکوییس است.

۱۴-اِلی درایور - بیل را بکش (Kill Bill)
بدونشک باحالترین عضو گروه بیل. چشمبندِ الی درایور یادآور خاطرات بدی است: زمانی که استادش، پای می با دست خالی چشمش را مثل باقلوا از درون جمجمهاش بیرون کشیده بود. خب، اِلی پس از این ماجرا باید درس میگرفت و تبدیل به آدم خوبی میشد. اما او مغرورتر از این حرفها بود. او که به تکرار اشتباهاتش ادامه داد، سالها بعد در یک کاروان با بهترین شاگرد پای می مواجه شد. الی شکست خورد و چشم دیگرش را هم از دست داد. شاید شکست خورده باشد، اما مرگ را مطمئن نیستیم. پس،هنوز امیدوارم که سروکلهاش در قسمت احتمالی بعدی «بیل را بکش» پیدا شود.

۱۳-ستوان آلدو رِین - حرامزادههای لعنتی (Inglourious Basterds)
آلدو به عنوان رییس گروه «حرامزادهها» در کاروکاسبی کشتن نازیها پول پارو میکند و البته قوانین جالبی را برای بالا بردنِ بازده زیردستانش وضع کرده است. مثلا یکی از آنها این است که تمام اعضای گروه، صد پوستِ سر نازی به او بدهکارند و اگر در این زمینه کمکاری کنند، اخراج میشوند. اما از آنجایی که در سرزمینهای اشغالی تا چشم کار میکند نازی وجود دارد، آنها لازم نیست زیاد تلاش کنند. کمپین ستوان آلدو که در ابتدا برای وحشتزده کردن دشمن آغاز شده بود تبدیل به یکی از مهمترین ابزاری میشود که جریان جنگ جهانی دوم را تغییر میکند.

۱۲-دکتر کینگ شوالتز - جنگوی زنجیربریده (Django Unchained)
دکتر کینگ با اینکه در حرفهی شریفِ جایزهبگیری استاد است، اما اصلا به قیافهاش نمیخورد. به خاطر همین است که همه خیلی راحت او را دست کم میگیرند و جانشان از دست میدهند. او که موافق برابری نژادی است، با جنگوی آزادشده همراه میشود تا همسر او را از دست یک سرمایهدارِ بردهدار آزاد کنند. دکتر کینگ مرد کتهای مختلف و داستانهای شنیدنی است و برای هرکسی که میکشد، یک برگه از جیبش در میآورد. اما شوالتز در نهایت مرد قانون و اصول است و حتی حاضر است برای پایبند بودن به آن جانش را هم بدهد.

۱۱-مایکِ بدلکار - ضدمرگ (Death Proof)
تارانتینو در طول این سالها کلکسیونی از کاراکترهای سرکش و پست خلق کرده، اما تقریبا اکثرشان دارای یکی-دوتا ویژگی دوستداشتنی و کمی انسانی هم هستند. مایکِ بدلکار با بازی کرت راسل اما بدون ذرهای ناخالصی یک تبهکارِ شرور و فاسد است. یک رانندهی روانی پرانرژی که ویراژ دادن در خیابانها و جادهها ارضایش نمیکند و حالا دخترانِ بیگناه را سوار ماشین بدلکاری ضدضربهاش میکند و با تصادف کردن، آنها را میکشد. خلاصه اینکه در زمینهی عدم احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی، مایک دیوانهتر از مکس است.
موضوعات مرتبط: ردهبندی ۵۰ شخصیت برتر فیلمهای کوئنتین تارانتینو
برچسب ها: فیلتاب فانتزی , مهدی رنجبر , کتابخانه فانتزی , اخبار کتاب فانتزی
.: Weblog Themes By Pichak :.
