درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
نام نویسندگان: ツ ηarsis ℓavani (نارسیس لوانی) و hurieh (حوریه.ا)

 
                                     دانلود رمان یک قطره تا خون

مجموعه کتاب: جلد دوم گرگینه

 

بخشی از رمان

اشکهام بی امان می ریختند. بدون اجازه ی من!
این اشکهای من بود؟ … اشکهایی که هر بار برای ریختنشون باید کلی التماس می کردم تا دو قطره اشک از چشمام بجوشه؟
به صورت شکسته و سالخورده اش خیره شدم. برام مهم نبود که کجام یا چه بویی توی فضا پراکنده شده.
دلم یه دنیا حرف داشت ؛ یه دنیا دلتنگی و سوال و پرسش!
یه دنیا تنهایی و غربت و آغوش خواستن ؛ دلم یک چیز دیگر هم می خواست , دلم سایه ی بالا سر می خواست.
دلم همه ی اینها رو می خواست. همه رو یکجا… همزمان!
پدر از روی صندلی بلند شد و رو به روم ایستاد. هنوز شکه بود. یک قدم به طرفم برداشت. منتظر باز شدن دستانش بودم , منتظر فرورفتن توی آغ وش ش بودم.
اما با چیزی مثل صاعقه انتظارم نابود شد…خورد شد. پودر شد. سوزش بدی روی گونه ام حس می کردم. صدای عمق وجودم را شنیدم که گفتم:
آخ…
عمو به سمتمون اومد. نگاهی به هردومون کرد.

 

کتاب: یک قطره تا خون

کتاب: یک قطره تا خون


موضوعات مرتبط: کتاب ، مجموعه کتاب گرگینه ، کتاب  یک قطره تا خون ، مجموعه آثار نارسیس لوانی
برچسب ها: دانلود کتاب یک قطره تا خون اثر نارسیس لوانی , دانلود کتاب یک قطره تا خون , نارسیس لوانی , دانلود مجموعه کتاب فانتزی

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۶/۱۱/۱۲ | 8:8 | نویسنده : مهدی رنجبر |