درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی های ویدیویی (قسمت دوم)

 

شاید با شنیدن اسم فیلم‌هایی که بر اساس بازی‌های ویدیویی ساخته شده‌اند، سریعا آثاری بی کیفیت و ضعیف به ذهنتان خطور کند. اما بعضی محصولات در این بین هستند که در خور توجه هستند و می‌توان از آنها به عنوان آثاری استاندارد نام برد. با ما و بخش دوم ۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی‌های ویدیویی همراه باشید.

 

 

در قسمت اول ۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی‌های ویدیویی، فیلم‌هایی را نام بردیم که یک سری حداقل‌ها برای حضور در لیست برترین‌ها داشتند. گر چه از ده‌ها فیلمی که بر اساس بازی‌های ویدیویی ساخته شده، فقط تعداد انگشت شماری را می‌توان واقعا موفق دانست. در بخش دوم و پایانی این مقاله، ۵ فیلمی را نام خواهیم برد که تا حد زیادی توانستند آبروداری کنند و طرفدارانی را به سمت خود جذب کنند.

 

Need for Speed

تاریخ اکران: ۲۰۱۴
بودجه ساخت: ۶۶ میلیون دلار
میزان فروش: ۲۰۳ میلیون دلار
امتیاز در متاکریتیک: ۳۹/۱۰۰

فیلم Need for speed

کمتر پیش می‌آید که خود شرکت بازی‌ساز هم به طور دقیق روی پروژه‌ی ساخت فیلم از محصولش نظارت داشته باشند اما الکترونیک آرتز برای اقتباس سینمایی فیلم Need for Speed ، خود در کنار دیگر کمپانی‌های فیلم‌سازی دخیل در این پروژه قرار گرفت. شاید تا قبل از ساخت این فیلم، هیچ‌کس ذهنیت دقیقی از شیوه‌ی روایت داستان در این اثر سینمایی نداشت، اما به محض رونمایی از آن و سرانجام اکرانش، با چیزی شبیه به فیلم‌های سریع و آتشین رو به رو شدیم. البته نا گفته نماند که داستان فیلم تا حد زیادی شبیه به بازی Need for Speed Run بود که البته جزو بازی‌های ضعیف مجموعه محسوب می‌شود.

اولین زمزمه‌ها برای ساخت فیلم Need for Speed در جولای سال ۲۰۱۲ میلادی شنیده شد و کمپانی دریم ورکس توانست حق ساخت این فیلم را از الکترونیک آرتز دریافت کند. برادران گاتینز که برای فیلم پرواز با بازی دنزیل واشنگتن نامزد ۴ جایزه اسکار شده بودند، وظیفه‌ی فیلمنامه‌نویسی NFS را برعهده گرفتند. در ابتدا قرار بود تیلور کیچ (جان کارتر، مردان ایکس: ولورین، کشتی جنگی، تنهاترین بازمانده) برای بازی در نقش اصلی انتخاب شود و آرون پال که همه او را برای سریال خارق‌العاده بریکینگ بد می‌شناسند، بازی نقش منفی اصلی داستان را برعهده بگیرد. با این حال، کارگردان فیلم و همچنین استیون اسپلیبرگ که رئیس کمپانی دریم‌ورکس است، با این تصمیمات مخالفت کردند و با خارج کردن کیچ، پال را به عنوان نقش اصلی فیلم انتخاب کردند. همچنین در این فیلم مایکل کیتون هم به ایفای نقش پرداخت و ایموگن پوتس نقش اصلی زن داستان را بازی کرد.

عدم استفاده ازجلوه‌های ویژه کامپیوتری یکی از نکات جالب فیلم Need for Speed بود که بازیگران را مجاب به گذراندن دوره‌های حرفه‌ای رانندگی کرد. صحنه‌های پر زد و خورد و تصادف‌های سنگین اتومبیل‌ها هم همگی به شکل واقعی فیلم‌برداری شد.

Need for Speed به خاطر بازاریابی خوب الکترونیک آرتز و کمپانی‌های دخیل در تولید فیلم، توانست در گیشه موفق ظاهر شود و با بودجه‌ی ۶۶ میلیون دلاری، به رقم ۲۰۳ میلیون دلار در سینماهای سراسر دنیا دست پیدا کند. بزرگترین بازار این فیلم در کشور چین بود که حتی بیشتر از آمریکای شمالی توانست فروش کند. با وجود تمام این موفقیت‌ها، منتقدان همچنان در مقابل فیلم‌های بر اساس بازی خم به ابرو دارند و این فیلم هم نتوانست از هجوم نمرات پایین در امان باشد.

ظاهرا بازار چین و فروش بالای فیلم در این کشور توانست توجه الکترونیک آرتز را به خود جلب کند و قرار است قسمت بعدی فیلم Need for Speed توسط سه کمپانی فیلم‌سازی چینی با همکاری EA ساخته شود.

 

Tomb Raider

تاریخ اکران: ۲۰۰۱
بودجه ساخت: ۱۱۵ میلیون دلار
میزان فروش: ۲۷۵ میلیون دلار
امتیاز در متاکریتیک: ۳۳/۱۰۰

فیلم Tomb Raider

قسمت اول از اقتباس سینمایی Tomb Raider را می‌توان یکی از موفق‌ترین فیلم‌های براساس بازی و حتی بیشتر از این محدوده دانست. با داشتن آنجلینا جولی در نقش لارا کرافت، این فیلم توجه بسیاری را به خود جلب کرد به طوری که یک موفقیت تجاری کم‌نظیر در زمان خود رقم زد. مانند بسیاری از فیلم‌های مطرح دیگر، حق ساخت فیلم و فیلمنامه‌نویسی آن بین چندین کمپانی و نویسنده دست به دست شد که نهایتا فیلمنامه توسط ۵ نویسنده به همراه کارگردان اصلی، سیمون وست به نگارش درآمد.

انتخاب آنجلینا جولی برای ایفای نقش لارا کرافت بحث‌های زیادی را بین هواداران مجموعه بازی‌های Tomb Raider ایجاد کرد اما نهایتا مشخص شد که این انتخاب بهترین تصمیم بود. فیزیک بدنی جولی و بیش از همه، چهره‌ی او بسیار شبیه به لارا کرافت داخل بازی‌های ویدیویی بود و حتی بازی‌های آینده‌ی این سری، مقداری از چهره‌ی جولی برای طراحی شخصیت اصلی الهام گرفته شد. در کنار آنجلینا جولی، جان ویت، پدر آنجلینا در این فیلم حضور داشت. دنیل کریگ (جیمزباند) و ایان گلن ( رزیدنت ایول، بازی تاج و تخت) از بازیگران مطرحی بودند که در موفقیت بیش از انتظار تومب ریدر تاثیر به سزایی داشتند.

با اینکه تومب ریدر از دید منتقدین یک فیلم ضعیف تعبیر شد و نقدهای خوبی را دریافت نکرد، اما لارا کرافت توانست فاتح سینماهای آن زمان شود و در هفته‌ی اول اکران به صدر جدول باکس آفیس تکیه بزند. با ۱۱۵ میلیون دلار بودجه که در زمان خود رقم بالایی محسوب می‌شد، تومب ریدر به ۲۷۵ میلیون دلار در سراسر دنیا دست پیدا کرد و لقب پرفروش‌ترین فیلم بر اساس بازی‌های ویدیویی تاریخ را تا زمان اکران فیلم شاهزاده‌ی پارسی نگه داشت.

فیلم Lara Craft: Tomb Raider دو جایزه از مراسم جوایز ام‌تی‌وی برنده شد، اما جالب است بدانید که آنجلینا جولی در آن سال نامزد تمشک طلایی بدترین بازیگر زن شد که البته این جایزه‌ی عجیب را نبرد!

 

Mortal Kombat

تاریخ اکران: ۱۹۹۵
بودجه ساخت: ۱۸ میلیون دلار
میزان فروش: ۱۲۲ میلیون دلار
امتیاز در متاکریتیک: ۵۸/۱۰۰

فیلم Mortal Kombat

مورتال کامبتی که این روزها در جدیدترین قسمت خود در کنسول‌های نسل هشتمی حسابی گرد و خاک به راه انداخته، صاحب یک اقتباس سینمایی قابل احترام و با کیفیت در دهه‌ی نود میلادی است که حسابی هم غوغا کرد. همزمان با موفقیت نسخه‌های اولیه بازی مورتال کامبت روی کنسول‌های سگا، سازندگان بازی به فکر ساخت اقتباس سینمایی و تکرار موفقیت‌ها در گیشه بودند. کمپانی New Line Cinema وظیفه‌ی ساخت و توسعه‌ی فیلم را برعهده گرفت و پل دبلیو. اس. اندرسون که بیشتر او را به خاطر سری فیلم‌های رزیدنت ایول می‌شناسیم، کارگردانی فیلم مورتال کامبت را بر عهده گرفت. این در واقع اولین تجربه‌ی حرفه‌ای و موفق فیلمسازی اندرسون بود که باعث شد اسم وی بر سر زبان‌ها بیوفتد و آینده‌ی شغلیش را درخشان کند. از بازیگران مطرحی که در فیلم حضور داشتند می‌توان به کریستوفر لامبرت اشاره داشت که به نوعی ستاره‌ی فیلم‌های علمی-تخیلی ده‌های هشتاد و نود میلادی بود.

فیلم مورتال کامبت با اینکه بر اساس قسمت اول بازی خود ساخته شده بود، اما المان‌هایی از قسمت دوم را هم به دنبال داشت تا جذابیت و گستردگی بیشتری را به فیلم اضافه کند.فیلم مورتال کامبت جزو اولین آثار سینمایی بر اساس بازی‌های ویدیویی است که توانست هم به موفقیت تجاری خوبی دست پیدا کند و هم نظر منتقدان و مخاطبان را تا حد زیادی مساعد نگه دارد.  در نقدهایی که به فیلم وارد شده، صحنه پردازی و جلوه‌های ویژه بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت، اما دیالوگ‌های به شدت سطحی و بازی بعضا ضعیف بازیگران جزو نکات منفی برجسته‌ی فیلم بود. از طرفی یکی از بزرگترین ایرادات فیلم، فاصله‌ی بسیار زیاد سطح خشونت آن نسبت به بازی‌هایش بود. در واقع می‌شود گفت که هیچ خشونت قابل ملاحظه‌ای در فیلم وجود نداشت و آن حرکات تمام‌کننده خونین فیتالاتی اصلا به کار گرفته نشدند.

فیلم سینمایی مورتال کامبت در آگوست ۱۹۹۵ اکران شد و توانست تا سه هفته در صدر جدول باکس‌آفیس قرار بگیرد. افتتاحیه‌ی بسیار طوفانی بود و ۲۳.۲ میلیون دلار را به جیب زد. این رقم در آن زمان بسیار زیاد محسوب می‌شد. در نهایت مورتال کامبت توانست ۱۲۲ میلیون دلار بفروشد و پس از فیلم‌های تومب ریدر، شاهزاده پارسی و پوکمون، در مقام چهارم پرفروش‌ترین فیلم اقتباسی بر اساس بازی‌های ویدیویی قرار بگیرد. موفقیت تجاری فیلم زمینه‌ساز ساخت قسمت دوم مورتال کامبت شد اما این ادامه توسط اندرسون کارگردانی نشد و نتوانست موفقیت‌های قسمت اول را تکرار کند.

 

Resident Evil Afterlife

تاریخ اکران: ۲۰۱۰
بودجه ساخت: ۶۰ میلیون دلار
میزان فروش: ۲۹۶ میلیون دلار
امتیاز در متاکریتیک: ۳۷/۱۰۰

فیلم Resident Evil

سری فیلم‌های رزیدنت ایول شاید به اندازه‌ی بازی‌های این مجموعه، محبوب و دوست‌داشتنی نباشند، اما نباید انکار کرد که از نظر کیفیت بصری و تکنولوژی‌های به کار رفته در سطح بالایی قرار دارند که این امر سبب شده تا علاقه‌مندان سبک علمی-تخیلی را جدا از نام و نشان رزیدنت ایول به سمت سینماها بکشاند. پل دبلیو. اس. اندرسون که سابقه‌ی کارگردانی قسمت اول فیلم موفق مورتال کامبت را برعهده داشت، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی سری فیلم‌های رزیدنت ایول را برعهده گرفت و روایت جداگانه‌ی خود را از این دنیای معروف به نمایش گذاشت. از همان روزهای اول اکران قسمت اول رزیدنت ایول انتقادهایی به وی وارد شد که چرا همان خط داستانی جذاب و دوست‌ داشتنیه بازی‌ها را دنبال نکرد. با تمام این بحث‌ها، اندرسون توانست آمار فروش فیلم‌های این مجموعه را یکی پس از دیگری بالا ببرد و در قسمت چهارم این سری به نام Afterlife، رکورد بیشترین فروش و بیشترین سود را به نام خود ثبت کند.

Afterlife داستانش را در دنیایی آخرالزمانی و درست بعد از قسمت سوم به نام Extintion روایت می‌کند. آلیس، شخصیت اصلی داستان در جستجوی مقرهای دیگر شرکت آمبرلا است تا آنها را به طور کلی نابود کند. ماموریتی که در آن شخصیت‌های دیگری مانند کریس و کلیر ردفیلد وی را یاری می‌کنند. از نظر محتوای داستانی که کاملا از خط داستانی بازی دور بود، با یک فیلم چفت و بست دار و خیلی عمیق روبه رو نیستیم، اما ریتم اکشن فیلم می‌تواند طرفداران این سبک را راضی کند. Afterlife اولین فیلم در مجموعه‌ی خود است که به صورت سه بعدی فیلم‌برداری و اکران شد و برای ساخت آن از همان تکنولوژی‌های به کار رفته در فیلم آواتار اثر جیمز کامرون بهره برده شد.

Resident Evil: Afterlife با هزینه‌ای بالغ بر ۶۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست با رقم ۲۹۶ میلیون دلار در سینماهای سراسر دنیا به کار خود پایان دهد. این فیلم لقب پرفروش‌ترین اثر سینمایی تاریخ کانادا را یدک می‌کشد و تا قبل از اکران فیلم شاهزاده‌ی پارسی به عنوان پرفروش‌ترین فیلم براساس بازی‌های ویدیویی شناخته می‌شد.

ناگفته نماند که طبق معمول منتقدان سینمایی روی خوشی به این فیلم نشان ندادند و Afterlife امتیازات بسیار پایینی مانند میانگین ۳۷ از ۱۰۰ در سایت متاکریتیک یا ۲۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. البته کسانی هم بودند که دید مثبتی به فیلم داشتند. منتقد لس آنجلس تایمز در باره‌ی Afterlife گفته بود که اکشن این فیلم به مراتب قابل هضم‌تر از دیگر فیلم‌های هم سبکش است.

 

Prince of Persia: The Sands of Time

تاریخ اکران: ۲۰۱۰
بودجه ساخت: ۲۰۰ میلیون دلار
میزان فروش: ۳۳۶ میلیون دلار
امتیاز در متاکریتیک: ۵۰/۱۰۰

فیلم Prince of Persia

فیلم سینمایی شاهزاده‌ی پارسی شاید مهمترین و بیشترین آرزویی بود که ما دوست داشتیم داشتیم به حقیقت بپیوندد. سری بازی‌های شاهزاده ایرانی هم در دنیا و به طور ویژه‌ای نزد ما ایرانی‌ها از محبوبیت خاصی برخوردار است و به همین خاطر برای ساخت فیلمی براساس این بازی‌ها لحظه شماری کردیم. خوشبختانه امتیاز ساخت اثر سینمایی از این مجموعه به دست شرکت نام آشنای والت دیزنی افتاد و در آن زمان مطمئن شدیم که این شرکت می‌تواند فیلمی قابل قبول و زیبا از داستان پر پتانسیل شاهزاده پارسی بیرون بکشد.

مانند هر فیلم دیگری که از روی باز‌‌ی‌ها ساخته شد، سازندگان فیلم شاهزاده پارسی هم سعی داشتند تا ایده‌های خود را هم وارد خط داستانی کنند و مقداری تغییر رویه نسبت به بازی اصلی را اعمال کنند. این تغییرات مقداری در پیچش داستانی، رابطه‌ی وزیر و دستان(شاهزاده پارسی) و همچنین ادغام برخی المان‌های قسمت دوم و سوم بازی در فیلم اول بود. تیم سازنده‌ی فیلم «شاهزاده پارسی: شن‌های زمان» همان تیمی بودند که مجموعه فیلم‌های مطرح دزدان دریای کارائیب را به پرده‌ی سینماها آوردند و به خاطر همین قضیه، جلوه‌های بصری و سطح فیلم‌برداری محصول جدید این تیم قابل قبول بود و کمترین نقص را به دنبال داشت. یکی از اهدافی که تیم سازنده در پی آن بودند، پایه ریزی یک مجموعه بزرگ هم سطح دزدان دریای کارائیب بود تا بتوانند موفق‌ترین فیلم بر اساس بازی را ارائه دهند که تا حدی هم موفق بودند.

کار فیلم‌برداری شاهزاده‌ پارسی: شن‌های زمان در مارچ ۲۰۰۸ میلادی و در کشور مراکش آغاز شد. جیک جیلنهال (شبگرد، زندانیان، کدمنبع) در قالب دستان، شاهزاده‌ی پارسی به ایفای نقش پرداخت و جما آرترتون در نقش تهمینه هنرنمایی کرد. فیلم شاهزاده پارسی خالی از ستاره‌های بزرگتر نبود و بازیگرانی مانندسر بن کینگزلی در نقش نظام، وزیر ایران یا آلفرد مولینا در نقش شیخ عمار به بازی در این فیلم پرداختند.

سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری والت دیزنی برای این فیلم براساس بازی، نشان‌دهنده‌ی عظم راسخ این کمپانی بزرگ برای هرچه بهتر کردن فیلم بود، اما در زمان اکران، شاهزاده‌ی پارسی: شن‌های زمان نتوانست آنطور که باید و شاید انتظارات سران والت دیزنی را برآورده کند. فیلم در سطح خیلی بالایی قرار نداشت، ولی بدون شک یکی از دلایل عدم درخشش کامل فیلم را می‌توان آثار ضعیف دیگر بر اساس بازی‌ها دانست که ذهنیت بدی در مردم ایجاد کرده بود.

اکران این فیلم ۱۱۶ دقیقه‌ای در می ۲۰۱۰، نهایتا توانست بودجه‌ی ساخت را جبران کند و رقم ۳۳۶ میلیون دلار را به حساب والت‌دیزنی واریز کند. در گزارش‌ها آمده بود که والت دیزنی حداقل فروشی معادل ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار یا نهایتا ۶۰۰ میلیون دلار را از شاهزاده‌ی ایرانی انتظار داشت اما نتوانست به این مهم دست پیدا کند.

فیلم شاهزاده‌ی پارسی را می‌توان تلفیقی رنگارنگ از تمام فرهنگ‌های خاورمیانه‌ای و شرقی عنوان کرد. این نکته را باید متذکر شویم که شاهزاده‌ی پارسی نه در بازی‌ها و نه در اقتباس سینماییش، هیچ قسمتی از تاریخ ایران را به تصویر نکشیده و صرفا داستانی خیالی در زمانی خیالی را بیان کرده است. نام دستان که متعلق به شاهزاده‌ی ایران است، بی شباهت به نام اصلی زال، پدر رستم در شاهنامه فردوسی نیست. یا معماری برخی ساختمان‌ها که هم از قلعه‌ی الموت قزوین الهام گرفته شده و هم از قلعه‌ی سرخ واقع در هندوستان که در فیلم چیزی مابین این‌ها مشاهده می‌شود. در معماری ساختمان‌ها می‌توان عناصر بسیار زیادی را مشاهده کرد. از قلعه‌هایی مشابه قلعه‌ی الموت و قلعه‌ی سرخ هندوستان تا معماری‌های باستانی هخامنشی یا گنبد‌های بزرگ اسلامی که نشان می‌دهد فیلم صرفا مربوط به یک برهه‌ی زمانی خاص نیست و داستانی تخیلی را روایت می‌کند.

با تمام این اوصاف، فیلم از انتقادهای تند و تیز صاحب‌نظران سینمایی در امان نماند. برای مثال منتقد بوستون گلوب در مقاله‌ی خود به سازندگان فیلم تاخت و این مسئله را خرده گرفت که چرا برای ساخت فیلم حتی از یک مشاور ایرانی کمک گرفته نشده است. از سوی دیگر شبکه‌ی بی‌بی‌سی در اظهار نظر خود عنوان کرد که فرهنگ و چیزی که از ایران در فیلم به تصویر کشیده شده است، با فرهنگ واقعی ایران باستان تفاوت دارد. البته منتقد نیویورک تایمز نگاهی مثبت به داستان و کلیت فیلم داشته و از اینکه شخصیت شاهزاده‌ی ایرانی و به طور کل ایرانی‌ها در فیلم صلح جویانه به تصویر کشیده شده، ابراز خرسندی کرد.

برآورده نکردن انتظارات والت‌ دیزنی از یک طرف و لقب پرفروش‌ترین فیلم بر اساس بازی‌های ویدیویی تاریخ از سوی دیگر، والت دیزنی را در دو راهی ادامه یا حذف مجموعه‌ی شاهزاده‌ی پارسی از برنامه‌ی کاری خود گذاشته است. ۵ سال از ساخت شاهزاده‌ پارسی: شن‌‌های زمان می‌گذرد و هنوز خبری از ادامه‌ی آن شنیده نمی‌شود. البته جیک جیلنهال بعده‌ها ابراز علاقه‌ی خود برای بازی در قسمت دوم این فیلم را اعلام کرد که می‌تواند ما را تا حدی امیدوار کند.


موضوعات مرتبط: ۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی های ویدیویی
برچسب ها: فیلتاب فانتزی , مهدی رنجبر , کتابخانه فانتزی , اخبار کتاب فانتزی

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۷/۱۸ | 12:38 | نویسنده : مهدی رنجبر |
۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی های ویدیویی (قسمت اول)


 
 
فیلم‌هایی که بر اساس بازی‌های ویدیویی ساخته شده‌اند،اغلب مورد توجه منتقدان قرار نگرفتند و کم‌تر پیش آمده به موفقیت‌های چشمگیر در گیشه‌ها دست پیدا کنند. در ادامه زومجی به معرفی ۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی‌های ویدیویی می‌پردازد.
 
بازی‌های ویدیویی در حال حاضر به مقدار قابل توجهی بیشتر از صنعت سینما سوددهی دارند و موفقیت‌شان به حدی است که نام برخی از آنها به عنوان برترین سرگرمی‌های تاریخ شناخته می‌شود. با این حال وقتی کمپانی‌های بازی‌سازی و فیلم‌سازی برای همکاری دستان همدیگر را می‌فشارند، حتی اگر آن بازی یکی از موفق‌ترین محصولات تاریخ هم باشد، نمی‌تواند نمایش جالب توجهی روی پرده‌های سینما ارائه دهد. از بین ده‌ها فیلمی که در طول تاریخ بر اساس بازی‌های ویدیویی ساخته شده‌اند، شاید به تعداد انگشتان یک دست فیلمی بوده که به موفقیت‌ چشمگیر گیشه‌ای دست پیدا کرده و یکی دو فیلم هم هستند که نظر منتقدان را تا حدودی مساعد نگه داشته است. از فیلم‌های عجیب و غریب کارگردان منفور، ایوه بول (فاجعه‌هایی مانند Alone in the Dark, Far Cry، Postal) که بگذریم، به فیلم‌های نسبتا خوبی می‌رسیم که حداقل به مذاق برخی از ما گیمرها خوش آمدند و آرزوی دیدن کاراکترهای محبوبمان را در قالب بازیگران واقعی تا حدی برآورده کردند. فیلم‌هایی که در ادامه به معرفی‌شان می‌پردازیم، شاید بهترین آثاری باشند که از بازی‌های ویدیویی اقتباس کردند، اما در قیاس با فیلم‌های اصیل هالیوود و غیر اقتباسی به راحتی رنگ می‌بازند. با قسمت اول این مقاله همراه باشید.  

Doom -۱۰

تاریخ اکران: ۲۰۰۵ بودجه ساخت: ۶۰ میلیون دلار میزان فروش: ۵۶ میلیون دلار امتیاز در متاکریتیک: ۳۴/۱۰۰فیلم Doomاول از همه باید بگوییم که فیلم Doom اصلا محصول خوبی نیست. حتی با وجود بازیگرانی مانند کارل اربنو راک، باز هم این فیلم نتوانست گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و از پتانسیل‌های مجموعه خارق‌العاده Doom نهایت استفاده را ببرد. ناگفته نماند بخش اعظم عدم موفقیت این فیلم، دست به دست شدن آن بین کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی بود که در نهایت  id Software آن را به دست سه کمپانی فیلم‌سازی در ۴ کشور دنیا سپرد تا آش شله قلم‌کار شورمزه‌ای به نام Doom را تحویل ما بدهند. جان ولز، تهیه کننده‌ی Doom قبل از اینکه مراحل ساخت فیلم آغاز شود، وعده‌ها و قول‌های بسیاری را داده بود که این فیلم می‌تواند به تابوی فیلم‌های ناموفق براساس بازی خاتمه دهد و تبدیل به یک اثر در خور توجه شود. او در اظهارات خودش یکی از دلایل ناموفق بودن فیلم‌های بر اساس بازی، درجه سنی ۱۳ سال عنوان کرد. فیلم Doom با درجه بندی سنی بزرگسال ساخته شد تا بتواند همانند بازی خود، صحنه‌های خشن و ترسناک را به خوبی نشان دهد. پس از سه سال زمزمه و طی کردن مسیر پر فراز و نشیب دست به دست شدن لایسنس ساخت فیلم Doom، در نهایت این فیلم با بودجه‌ی ۶۰ میلیون دلاری ساخته شد. داستان فیلم در مورد مرکزی تحقیقاتی در سیاره‌ی مریخ در سال ۲۰۴۶ میلادی بود که توسط نیروهای ناشناخته‌ای مورد حمله قرار می‌گیرد. به دنبال این قضیه، تیم نجاتی متشکل از چندین سرباز زبده که یکی از آنها جان ریپر گریمنام دارد به این محل اعزام می‌شوند. جان ریپر را می‌توان همان Doom Guy معروف بازی‌های Doom دانست که البته در بازی‌ها نام اصلیش مشخص نشد. متاسفانه فیلم با استقبال به شدت ضعیف مردم، طرفداران بازی و منتقدان رو به رو شد و حتی با فروش ۵۵ میلیون دلاری، زمینه‌ی شکست تجاریش هم محیا شد. تایم این فیلم را در لیست بدترین فیلم‌های تاریخ بر اساس بازی‌های ویدیویی قرار داد. از سوی دیگر هواداران بازی واکنش به شدت منفی به داستان فیلم نشان دادند که به نوعی داستان اصلی بازی را تحریف کرده بود. در بازی، نیروهای مهاجم متشکل از شیاطینی بودند که از دل جهنم بیرون آمده بودند اما فیلم این موجودات را به ویروسی مریخی ربط داد که باعث تغییر شکل و حالت انسان‌ها می‌شد. با تمام این اوصاف، این فیلم محصولی بسیار بهتر از فیلم‌های ساخته شده به دست افرادی مانند ایوه بول بود و در زمان خود جلوه‌های بصری و صحنه‌های به یاد ماندنی خوبی داشت که به مذاق طرفداران خوش آمد. یکی از این صحنه‌ها که بسیار هم سر و صدا کرد و مورد توجه قرار گرفت، در انتهای فیلم بود. دوربین روی اسلحه‌ی شخصیت اصلی قرار می‌گیرد و ۵ دقیقه اکشن پر زد و خوردی نشان داده می‌شود که فقط در بازی‌های Doom دیده بودیم. شاید همین ۵ دقیقه باعث شد که این فیلم حداقل رتبه‌ی دهم لیست ما را تصاحب کند.  

Silent Hill: Revelation 3D -۹

تاریخ اکران: ۲۰۱۲ بودجه ساخت: ۲۰ میلیون دلار میزان فروش: ۵۲ میلیون دلار امتیاز در متاکریتیک: ۱۵/۱۰۰ فیلم سایلنت هیل ۲هر چقدر فیلم اول سایلنت هیل خوب ظاهر شد و توانست یک آبروی دست و پا شکسته‌ای برای فیلم‌های براساس بازی جور کند، فیلم دوم این مجموعه با نام «مکاشفه» همه را به باد داد. روند ساخت ادامه‌ی سایلنت هیل قرار بود توسط کریستوف گنز، کارگردان قسمت اول و تیمش ادامه پیدا کند ولی ظاهرا شانس با آنها یار نبود. گنز که بعد از اکران قسمت اول، وعده‌‌ی ساخت قسمت دوم را داده بود، پس از مدتی خود را به خاطر پروژه‌ی فیلم اونیموشا کنار کشید. البته تا به این لحظه هم خبری از فیلم اونیموشا نشد و کاش گنز به همان سایلنت هیل وفادار می‌ماند. راجر اوری، که برنده‌ی جایزه اسکار برای فیلم پالپ فیکشن بوده و فیلمنامه‌ی قسمت اول سایلنت هیل را نوشته بود، قصد بازگشت به پروژه‌ی قسمت دوم فیلم را داشت اما به اتهام قتل در اثر سانحه‌ی رانندگی یک سال به زندان افتاد و از آن پس هم در هیچ اثر سینمایی یا تلویزیونی حضور پیدا نکرد. در نهایت مایکل جی.باست که کارگردان خوش‌نامی هم نیست، وظیفه‌ی سکانداری پروژه را فقط با ۲۰ میلیون دلار بودجه بر عهده گرفت. فیلم به صورت سه بعدی با دوربین‌های 3D Red Epic فیلم‌برداری شد . داستان فیلم ادامه‌ای مستقیم بر قسمت قبل بود. بازیگرانی همچون شین بین که در قسمت قبل نقش کمی داشت، در این فیلم هم باز به ایفای نقش پرداختند اما حضور و بازی ضعیفی را ارائه دادند. روند فیلم اقتباس مستقیمی از قسمت سوم سری بازی‌های سایلنت هیل بود اما همانند بسیاری از فیلم‌های بر اساس بازی، تناقضات بسیاری به خود دید. سایلنت هیل: مکاشفه در اکتبر سال ۲۰۱۲ اکران شد و توانست ۵۲ میلیون دلار در گیشه فروش داشته باشد. واکنش منتقدان نسبت به فیلم فوق‌العاده شدید و بد بود به طوری که اغلب مراجع معتبر امتیازات یک یا دو را روانه‌ی تیم سازنده‌ می‌کردند. با تمام این اوصاف، فیلم توانست به نسبت بودجه‌ای که داشت، در گیشه موفق ظاهر شود و سودی را عاید سازندگان کند. جی باست، کارگردان فیلم اخیرا راجع به ساخت قسمت سوم هم صحبت‌هایی کرده که باید دیده آیا کونامی چراغ سبز به وی نشان خواهد داد یا خیر. امیدواریم دست‌اندرکاران قسمت اول به این مجموعه بازگردند.  

Silent hill -۸

تاریخ اکران: ۲۰۰۶ بودجه ساخت: ۵۰ میلیون دلار میزان فروش: ۱۰۰ میلیون دلار امتیاز در متاکریتیک: ۳۰/۱۰۰فیلم سایلنت هیلسایلنت هیل یکی از مجمو‌عه‌ بازی‌های پرطرفدار ژانر وحشت است که طرفداران بی‌شماری هم دارد. کونامی همچون برخی دیگر از کمپانی‌های برجسته‌ی دیگر تصمیم به ساخت اقتباس سینمایی از بازی موفق خود گرفت که نتیجه‌ی کار، فیلمی متوسط و تا حدی خوب حاصل شد. زمزمه‌های ساخت فیلم سینمایی بر اساس مجموعه‌ بازی‌های سایلنت هیل از اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ میلادی آغاز شد. کریستوفر گنز، شخصی که نهایتا سکان‌داری فیلم سایلت هیل را برعهده گرفت و در کارنامه خود فیلم خوش ساخت Brotherhood of the Wolf را داشت، ویدیویی برای کونامی فرستاد تا طرح خود را برای ساخت فیلم سایلنت هیل بازگو کند. کونامی از ایده‌های گنز استقبال کرد و چراغ سبز ساخت فیلم را به وی داد. اولین فیلم بر اساس مجموعه‌ی سایلنت هیل، مخلوطی از المان‌های ۴ قسمت اول را در اختیار داشت و بودجه‌ای ۵۰ میلیون دلاری هم برای توسعه‌ی این پروژه درنظر گرفته شد. روایت فیلم در مورد مادری به نام رز است که دخترش،شارون مبتلا به نوعی بیماری خوابگردی بوده و رویاهایی در مورد شهر سایلنت هیل می‌دیده است. این جریانات در نهایت رز و شارون را مجبور می‌کند به این شهر بروند. در نزدیکی شهر حادثه‌ی رانندگی برای این دو رخ می‌دهد که سبب می‌شود شارون مفقود شود و مادرش برای پیدا کردن دخترش، راهی شهر متروکه سایلنت هیل شود. فیلم سایلنت هیل تا حد زیادی به بازی‌های مجموعه وفادار بود و بیشتر به خاطر فضاسازی گیرا، صحنه‌سازی قوی و جلوه‌های ویژه حرفه‌ای مورد تحسین قرار گرفت. البته مدت زمان فیلم و دیالوگ‌های ضعیف باعث شد تا بخش اعظمی از ارزش نهایی فیلم نادیده گرفته شود و آن را تبدیل به یک محصول معمولی کند. با این حال، اکران آن در سال ۲۰۰۶ میلادی و فروشی معادل ۱۰۰ میلیون دلار، باعث شد هم بودجه‌ی ساخت فیلم جبران شود و هم سازندگان به سوددهی قابل توجهی فقط از طریق گیشه‌ها دست پیدا کنند. جالب است بدانید فیلم در ۱۰۷ صحنه مختلف فیلمبرداری شده و از دو فرمت فیلمبرداری Super 35 برای محیط‌های روشن و HD برای محیط‌های تاریک استفاده شده بود. گنز برای اینکه حس و حال بازی‌های مجموعه را هم بهتر به فیلم خود انتقال دهد، آکیرا یاماوکا، آهنگساز نام‌آشنا و محبوب سری‌بازی‌های سایلنت هیل را هم به تیم خود اضافه کرد که نتیجه‌ی کار، صداگذاری و آهنگسازی بسیار خوب و تاثیرگذار فیلم بود. گنز یک تلویزیون ۴۰ اینچ و یک کنسول پلی‌استیشن 2 را در صحنه‌ی فیلمبرداری قرار داده بود تا از طریق نمایش المان‌ها و ویژگی‌های بازی به بازیگران و تیم فیلم‌سازی، بهترین خروجی را در محصول خود به دست بیاورد.  

Max Payne -۷

تاریخ اکران: ۲۰۰۸ بودجه ساخت: ۳۵ میلیون دلار میزان فروش: ۸۵ میلیون دلار امتیاز در متاکریتیک: ۱۶/۱۰۰مکس پینواقعا یکی از آرزوهای طرفداران مجموعه‌ی مکس‌پین، به تصویر کشیده شدن این شخصیت دوست داشتنی در قالب سینمایی آن هم به صورت حرفه‌ای و گیرا بود. تقریبا زمزمه‌های ساخت فیلم بر اساس بازی‌های مکس‌پین از سال ۲۰۰۱ به گوش می‌رسید و حتی صحبت‌هایی با برخی کمپانی‌ها و کارگردانان راجع به این قضیه از سوی رمدی، خالق مجموعه شده بود. در نهایت لایسنس ساخت فیلم مکس پین به کمپانی فاکس سپرده شد و جان مور که فیلم‌هایی همچون «پشت خطوط دشمن» و «طالع نحس» را در کارنامه‌ی خود داشت، سکان‌داری فیلم مکس‌پین را برعهده گرفت. مارک والبرگ که از بازیگران مطرح هالیوودی است، ایفای نقش مکس‌پین عهده دار شد تا طرفداران امیدوار شوند فیلم با تیمی نسبتا قوی می‌تواند نام و نشانی همچون بازیش پیدا کند. موربرای برخی از صحنه‌های فیلم از تکنیک‌های CG بهره برد. برای مثال، صحنه‌ی باند هلیکوپتر به خاطر اینکه مکانی شبیه چیزی که در داستان فیلم بود، در منطقه‌ی فیلم برداری وجود نداشت، به صورت پرده سبز گرفته شد. یکی از معروف‌ترین لحظات فیلم، صحنه‌ی اسلوموشن و اکشنی است که توسط دوربین سرعت بالای Boom Vision فیلمبرداری شد. این دوربین قادر است تا ۱۰۰۰ فریم در ثانیه فیلم برداری کند که به خلق صحنه‌های با دقت بالا و صحنه آهسته کمک شایانی می‌کند. فیلم مکس‌پین با بودجه‌ی ۳۵ میلیون دلاری خود، در سال ۲۰۰۸ میلادی اکران شد و توانست ۸۵ میلیون دلار در گیشه‌ها کسب کند. بازخوردها نسبت به فیلم منفی بود و برخلاف انتظارات، مارک والبرگ بازی بسیار ضعیفی را ارائه داد به طوری که از وی به عنوان بدترین بازیگر سال به خاطر دو فیلم Happening و Max Payne یاد کردند. فیلم مکس پین تناقضات زیادی نسبت به بازی خود در شیوه‌ی روایت داستان و اتفاقات پیرامونش داشت که این مسئله باعث ایجاد موج اعتراضی و انتقادی نسبت به محصول شد. بیشترین اعتراضات پیرامون موجودات بالدار یا همان والکری‌ها بود که در اثر مصرف داروهای مخدر به صورت توهم ظاهر می‌شدند. این چیزی نبود که در داخل بازی به آن پرداخته شود.  

Hitman -۶

تاریخ اکران: ۲۰۰۷ بودجه ساخت: ۲۴ میلیون دلار میزان فروش: ۱۵۰ میلیون دلار امتیاز در متاکریتیک: ۱۴/۱۰۰فیلم هیتمنقاتل کچل و خونسرد دنیای بازی‌های ویدیویی، آنقدر محبوب و دوست داشتنی بود که بتوانیم او را در قالب سینمایی و زنده مشاهده کنیم. شرکت ایداس و استودیو IO Intractive اولین تلاش‌های خود را در سال ۲۰۰۳ میلادی برای ساخت فیلم سینمایی هیتمن آغاز کردند. کمپانی فاکس در این امر پیش قدم شد و حتی کاملا با اطمینان، اسکیپ وودز را به عنوان فیلمنامه نویس این پروژه انتخاب کرد. از طرفی، وین دیزل، بازیگر نام آشنای سینمای هالیوود به عنوان بازیگر و تهیه‌کننده‌ی اجرایی فیلم انتخاب شد. پروژه آنطور که قدرتمند نشان می‌داد پیش نرفت و در دسامبر ۲۰۰۶ وین دیزل از پروسه ساخت فیلم کناره‌گیری کرد. ژانویه ۲۰۰۷ تصمیمات جدی برای ساخت فیلم گرفته شد و تیموته الیفنت و خاویر جنز به عنوان بازیگر اصلی و کارگردان اثر انتخاب شدند. اولین مراحل فیلمبرداری در شهر بوداپست به مدت ۱۲ هفته دنبال شد و تیم دومی هم برای فیلم برداری برخی لوکیشن‌ها در شهرهای لندن، استانبول، سن‌پیترزبورگ و کیپ تاون مشغول شدند. از بیشتر جهات می‌توان مامور ۴۷ فیلم هیتمن را یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی از دنیای بازی‌های ویدیویی دانست چرا که سازندگان تا حد زیادی به بازی اصلی وفادار بودند و از طرفی شیوه‌ی فیلمسازی و خروجی نهایی، محصول بی کیفیت با بازیگرانی خشک و بی روح نبود. البته با تمام این اوصاف، فیلم به هیچ وجه مورد توجه منتقدان قرار نگرفت و حتی مجله‌ی تایم هم هیتمن را در لیست بدترین فیلم‌های بر اساس بازی‌های ویدیویی خود قرار داد. مامور ۴۷ در گیشه توانست موفقیت بزرگی کسب کند و از ۲۷ میلیون دلار بودجه‌ای که برای ساختش خرج شد، ۱۵۰ میلیون دلار به جیب زد.

موضوعات مرتبط: ۱۰ فیلم برتر بر اساس بازی های ویدیویی
برچسب ها: فیلتاب فانتزی , مهدی رنجبر , کتابخانه فانتزی , اخبار کتاب فانتزی

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۷/۰۷/۱۶ | 9:37 | نویسنده : مهدی رنجبر |