درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
نویسنده: جوی فیلدینگ

معرفی کتاب

کسی نیست که از دانستنِ نظرات یا حرفهای دیگران درباره خودش، بدش بیاید. یعنی هرکس دوست دارد تا موقعیتی پیدا کند و ببیند دوستان و نزدیکانش درمورد او چه می گویند و چه تصوری دارند. شاید یکی از دلایلِ ساختِ انواع دوربین مخفی و غیرمخفی و کارگذاشتن آن در مکانهای مختلف، ارضا کردن این حس آدمیزاد است! اگرچه گاهی نتیجه چنین کاری، خیلی خوشایند شخص نمی شود و آن چیزهایی را می شنود که نباید بشنود. بعضی هم عقیده دارند که نادانی انسان در این مواقع به آرامش او کمک می کند.

راستی اگر قرار باشد که از درون تمامی آدمها و قضاوتهای ایشان در مورد خودمان باخبر شویم، چه اتفاقی خواهد افتاد. دیگر شاید سخنان زیبا و شیرین بعضی از اطرافیان در رابطه با ما معنا نداشته و آنچه را که در دل دارند بشنویم.

در رمان مهیج خفته در باد نوشته نویسنده معروف کانادایی جوی فیلدینگ، برای قهرمان داستان دقیقا چنین موقعیتی پیش آمده که با چشمان بسته بتواند دیگران را ببیند و از آن فراتر، پاى حرف‏هاى بی ‏تظاهر و مکنونات قلبیشان بنشیند.

همانطور که گفته شد چنین موقعیتى ابتدا براى هر کسى جذاب است و جالب، ولى با گذر زمان، کم ‏کم شخص می فهمد که دانستنِ همه چیز، همیشه خوب نیست. ما سالها با افرادى زندگى می کنیم یا رفت وآمد و ارتباطى داریم که به تصورِ ما، از نزدیکان ما هستند و رابطه‏ اى عاشقانه، دوستانه یا همراه با احترام میان ما برقرار است، اما به یکباره همه چیز چهره عوض می کند و تمام تصورات ما در هم می ‏ریزد و هیچ کارى هم دیگر از دست ما را برنمی آید.

                               

بهتر است شما هم براى لحظاتى خود را در چنین موقعیتى قرار دهید و ببینید آیا می خواهید که به چنین توانایى دست یابید یا نه؟ آیا واقعا دوست دارید با یکی از دوربین های خیالی، در شرایطى قرار بگیرید که همه چیز و همه کس با شما بی ‏پرده سخن بگویند؟ مسلما شما هم با خواندن این داستان و گذاشتن خود به جای قهرمان داستان، متوجه خواهید شد که بهتر است «بدانیم، ولی به اندازه ای که در طبیعتِ ماست.»

شاید بتوان چنین وضعیتى را با فراموشىِ ذهن آدم‏ها مقایسه کرد. بسیارى عقیده دارند اگر انسان فراموشکار نبود، زندگىِ سختى داشت و نمی توانست دردها و مشکلات گذشته را کنار بگذارد و به آینده منتقل نکند. این هم از آن نعمت‏هایى است که خداوند به انسان عطا کرده و گاهى ارزش آن را نمی دانیم.

کتاب: خفته در باد 


موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب خفته در باد ، مجموعه آثار جوی فیلدینگ
برچسب ها: دانلود کتاب خفته در باد از جوی فیلدینگ , دانلود کتاب خفته در باد اثر جوی فیلدینگ , دانلود کتاب خفته در باد , جوی فیلدینگ

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۰ | 17:54 | نویسنده : مهدی رنجبر |