درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
نوشته: معصومه آبی

کتاب درباره‌ی مردی است به نام حافظ که مسئولیتی سنگین را سال‌هاست به دوش می‌کشد. او هم پدر است و هم مادر. اما قلب او درگیر احساسات مختلفی است که تلاش می‌کند برای آسایش عزیزانش با آن‌ها منطقی برخورد کند ولی حافظ میان دستان روزگار می‌چرخد و می‌چرخد و می‌چرخد و می‌رسد به…

                 

در قسمتی از کتاب رمان شوره زار می‌خوانید:
بی هیچ بالشت و رواندازی، روی زمین دراز کشیده و خوابیده بود.
بعد از یک روز سخت کاری، دیر هنگام به خانه بازگشته و به محض اینکه جوراب از پا درآورده، سر روی فرش گذاشته و خواب او را غرق آغوش خودش نموده بود.
سبا کنار او نشسته بود و به صورتش نگاه می‌کرد. آهسته سر انگشتانش را روی شقیقهٔ او می‌کشید.
بحث و جدل‌هایشان فایده‌ای نداشت.
حافظ راضی نمی‌شد از حجم کاری‌اش بکاهد و سبا تحلیل رفتن هر روزه‌اش را می‌دید.
نمی‌توانسنت به او بقبولاند که نیاز نیست آنقدر خودش را برای درآمد بیشتر عذاب دهد.
دو دل و مردد بود. بیدارش کند تا لقمه‌ای غذا بخورد یا به اتاق و سر جای خود برگردد و استراحت کند؟!
در حد زمزمه، صدایش زد:
– حافظ؟! حافظ جان؟! آقا حافظ؟!

کتاب: رمان شوره زار

 


موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب شوره زار ، مجموعه آثار نویسندگان ایرانی
برچسب ها: دانلود رایگان کتاب رمان شوره زار , دانلود رایگان رمان شوره زار , دانلود کتاب رمان شوره زار , کتاب رمان شوره زار

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۸ | 9:15 | نویسنده : مهدی رنجبر |