درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
                           

 

نویسنده: امیر عشیری

انتشارات: کانون معرفت

سال نشر: ۱۳۴۵

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۹۳ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۱۵٫۳ مگابایت

 

 

بخشی از کتاب

در آپارتمانم تنها نشسته بودم. انتظار برادرم را داشتم. قرار بود ساعت هشت شب برگردد و باهم شام بخوریم. ولی تا آن موقع که در حدود ساعت یازده شب بود، از او خبری نبود. نگرانش بودم. فکر میکردم ممکن است اتفاق بدی برایش افتاده باشد. جلو پنجره ایستادم. خیابان امیریه در آن وقت شب خلوت بود. به ندرت اتومبیلی از آنجا رد می شد. باد سرد پاییزی زوزه خفیفی می کشید و برگهای خشک درختان را که بر کف خیابان ریخته بود، حرکت می داد و پچپچی ایجاد می کرد. تا آنجا که می توانستم خیابان را ببینم، حتی یک مغازه هم باز نبود.

چرا اینقدر دیر کرده؟ این سئوالی بود که پی درپی از خودم می کردم. تنها جوابی که می توانستم بدهم، این بود که بالاخره پیدایش می شود. باید صبر کرد. سعی می کردم که خود را با تراشیدن علتهایی برای دیر کردنش، تسکین بدهم. پشت سرهم سیگار آتش می زدم. نگاهم به خیابان بود. گاه که صدای سم اسبان درشکه ای در گوشم می نشست، گردن می کشیدم و وقتی درشکه را می دیدم، با خودم می گفتم “خودش است.” ولی درشکه از آنجا می گذشت و انتظار آمیخته با نگرانی من، همچنان ادامه می یافت. گاهگاه، عابری دیده می شد که سرش را میان شانه هایش فرو برده، از کنار پیاده رو آنطرف خیابان بکندی میگذرد …

حدس زدم که ممکن است با زنی برخورد کرده، و سرش جایی گرم شده است. نگرانی من آنقدر بود که گرسنگی را فراموش کرده بودم. چند دقیقه از نیمه شب گذشته بود، ناگهان در سکوت و آرامش …

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۳۲۱ هجری شمسی (۱۹۴۲ میلادی)

مکان: ایران، شهر تهران

“طاهر” و برادرش “طالب” تنها فرزندان خانواده خود هستند که در تهران زندگی می کنند. طالب در سال ۱۳۱۷ برای تحصیل طب به فرانسه می رود و در بازه ای که در فرانسه است، پدرشان فوت می کند. طاهر نیز پس از پایان دوره دبیرستان وارد دانشکده حقوق می شود و در سال آخر دانشکده، موفق می شود در اداره سیلو کاری برای خود پیدا کند. او در سال ۱۳۲۱ از این دانشکده فارغ التحصیل می شود و چند ماه بعد نیز طالب از فرانسه به ایران باز می گردد. بعد از سه هفته از ورودِ طالب به ایران و در حالیکه طاهر با او قرار گذاشته برای دیدار مادرشان به کاشمر بروند، در شبی ناگهان غیبش می زند و توسط شخصی مرموز نامه ای برای طاهر می فرستد مبنی بر اینکه حالش خوب است؛ ولی شاید به این زودیها همدیگر را نبینند. با این نامه نگرانی طاهر تا حدودی برطرف می شود.

مدتی بعد نامه های دیگری از طالب بدست طاهر می رسد که مضمونهایی عجیب داشتند. مثلا طالب در نامه ای قیمت حبوبات در تهران را از او پرسیده بود که طاهر نیز جوابش را می نوشت. ماجرا وقتی عجیبتر می شود که روزی طاهر برای بازجویی به عمارت لیستر که محل انتشارات و تبلیغات “متفقینِ” جنگ جهانی دوم بود احضار می شود. تازه آنجاست که متوجه می شود آن شخصِ مرموز که نامه از طرف برادرش آورده بود، جاسوس آلمانی ها بوده و خودش نیز به اتهام جاسوسی برای آلمانی ها زیرنظر بوده و جواب تمام نامه هایی که برای برادرش فرستاده بود، به عنوان مدرک ضبط شده است …

 

معرفی کتاب

کتاب در مرز وحشت نوشته امیر عشیری، روایت داستان شخصی ایرانی به نام طاهر در دوران جنگ جهانی دوماست که پس از غیبت ناگهانی برادرش، مجبور می شود به استخدام سازمان اطلاعات سری متفقین در ایران موسوم به آ.اس.اس در بیاید که توسط چهار افسر متفق اداره می شد.

 

کتاب: در مرز وحشت (جلد دوم)

 


موضوعات مرتبط: کتاب ، مجموعه کتاب در مرز وحشت ، مجموعه آثار امیر عشیری
برچسب ها: دانلود کتاب در مرز وحشت جلد دوم اثر امیر عشیری , دانلود مجموعه کتاب در مرز وحشت , امیر عشیری , دانلود کتاب جاسوسی

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۱۳ | 8:24 | نویسنده : مهدی رنجبر |
                                 Dar_Marze_Vahshat_1_Page_001

 

نویسنده: امیر عشیری

انتشارات: کانون معرفت

سال نشر: ۱۳۴۵

زبان: فارسی

تعداد صفحات: ۲۸۹ صفحه

فرمت: PDF

حجم: ۹٫۲۱ مگابایت

 

 

بخشی از کتاب

در آپارتمانم تنها نشسته بودم. انتظار برادرم را داشتم. قرار بود ساعت هشت شب برگردد و باهم شام بخوریم. ولی تا آن موقع که در حدود ساعت یازده شب بود، از او خبری نبود. نگرانش بودم. فکر میکردم ممکن است اتفاق بدی برایش افتاده باشد. جلو پنجره ایستادم. خیابان امیریه در آن وقت شب خلوت بود. به ندرت اتومبیلی از آنجا رد می شد. باد سرد پاییزی زوزه خفیفی می کشید و برگهای خشک درختان را که بر کف خیابان ریخته بود، حرکت می داد و پچپچی ایجاد می کرد. تا آنجا که می توانستم خیابان را ببینم، حتی یک مغازه هم باز نبود.

چرا اینقدر دیر کرده؟ این سئوالی بود که پی درپی از خودم می کردم. تنها جوابی که می توانستم بدهم، این بود که بالاخره پیدایش می شود. باید صبر کرد. سعی می کردم که خود را با تراشیدن علتهایی برای دیر کردنش، تسکین بدهم. پشت سرهم سیگار آتش می زدم. نگاهم به خیابان بود. گاه که صدای سم اسبان درشکه ای در گوشم می نشست، گردن می کشیدم و وقتی درشکه را می دیدم، با خودم می گفتم “خودش است.” ولی درشکه از آنجا می گذشت و انتظار آمیخته با نگرانی من، همچنان ادامه می یافت. گاهگاه، عابری دیده می شد که سرش را میان شانه هایش فرو برده، از کنار پیاده رو آنطرف خیابان بکندی میگذرد …

حدس زدم که ممکن است با زنی برخورد کرده، و سرش جایی گرم شده است. نگرانی من آنقدر بود که گرسنگی را فراموش کرده بودم. چند دقیقه از نیمه شب گذشته بود، ناگهان در سکوت و آرامش …

 

خلاصه داستان

زمان: ۱۳۲۱ هجری شمسی (۱۹۴۲ میلادی)

مکان: ایران، شهر تهران

“طاهر” و برادرش “طالب” تنها فرزندان خانواده خود هستند که در تهران زندگی می کنند. طالب در سال ۱۳۱۷ برای تحصیل طب به فرانسه می رود و در بازه ای که در فرانسه است، پدرشان فوت می کند. طاهر نیز پس از پایان دوره دبیرستان وارد دانشکده حقوق می شود و در سال آخر دانشکده، موفق می شود در اداره سیلو کاری برای خود پیدا کند. او در سال ۱۳۲۱ از این دانشکده فارغ التحصیل می شود و چند ماه بعد نیز طالب از فرانسه به ایران باز می گردد. بعد از سه هفته از ورودِ طالب به ایران و در حالیکه طاهر با او قرار گذاشته برای دیدار مادرشان به کاشمر بروند، در شبی ناگهان غیبش می زند و توسط شخصی مرموز نامه ای برای طاهر می فرستد مبنی بر اینکه حالش خوب است؛ ولی شاید به این زودیها همدیگر را نبینند. با این نامه نگرانی طاهر تا حدودی برطرف می شود.

مدتی بعد نامه های دیگری از طالب بدست طاهر می رسد که مضمونهایی عجیب داشتند. مثلا طالب در نامه ای قیمت حبوبات در تهران را از او پرسیده بود که طاهر نیز جوابش را می نوشت. ماجرا وقتی عجیبتر می شود که روزی طاهر برای بازجویی به عمارت لیستر که محل انتشارات و تبلیغات “متفقینِ” جنگ جهانی دوم بود احضار می شود. تازه آنجاست که متوجه می شود آن شخصِ مرموز که نامه از طرف برادرش آورده بود، جاسوس آلمانی ها بوده و خودش نیز به اتهام جاسوسی برای آلمانی ها زیرنظر بوده و جواب تمام نامه هایی که برای برادرش فرستاده بود، به عنوان مدرک ضبط شده است …

 

معرفی کتاب

کتاب در مرز وحشت نوشته امیر عشیری، روایت داستان شخصی ایرانی به نام طاهر در دوران جنگ جهانی دوماست که پس از غیبت ناگهانی برادرش، مجبور می شود به استخدام سازمان اطلاعات سری متفقین در ایران موسوم به آ.اس.اس در بیاید که توسط چهار افسر متفق اداره می شد.

 

کتاب: در مرز وحشت (جلد اول)


موضوعات مرتبط: کتاب ، مجموعه کتاب در مرز وحشت ، مجموعه آثار امیر عشیری
برچسب ها: دانلود کتاب در مرز وحشت جلد اول اثر امیر عشیری , دانلود مجموعه کتاب در مرز وحشت , امیر عشیری , دانلود کتاب جاسوسی

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۱۲ | 8:22 | نویسنده : مهدی رنجبر |