درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
                      جوجه اردک زشت

 

نویسنده: هانس کریستین اندرسن

 

خلاصه داستان

در یک مرغزار، ماده اردکی در لانه خود بر روی تخم هایش خوابیده است. تخم ها جوجه می شوند ولی یکی از تخم ها که کمی بزرگتر است با تأخیر سر برمی‌آورد. هرچند که او درشت تر از بقیه است ولی آشکارا سیاه و زشت‌روی می‌نماید. او مثل اردک ها  شنا می‌کند اما با دیگر جوجه اردک ها تفاوت دارد. ماده اردک از او دفاع می کند و در برابر زخم زبان های مردم، جوجۀ زشت و غریبش را با این جملات می ستاید: «این بیچاره به کسی کاری ندارد»، یا «درست است که این بچه زیبا نیست اما اخلاق خوبی دارد و در آینده زیبا خواهد شد». اما وقتی آزار سایر اردک های مرغزار علیه او زیاد می‌شود مادر نیز دست از حمایت او برداشته می‌گوید: «دلم می خواهد چنان گورت را گم کنی که دیگر پیدایت نشود».

جوجه اردک زشت به ناچار می رود و پاییز و زمستان سختی را در میان بلایای مهیبی همچون تفنگ شکارچیان و حمله سگ های وحشی و سرمای کشنده از سر می گذراند. لکن در بهار می بیند که قدرت پرواز یافته است. او از میان همه نوع حیوان و پرندگان آن بیشه، فقط به قوها علاقه مند شده است. لذا شناکنان به نزد چند قوی زیبایی می رود که در برکه شنا می کنند. وقتی به آنها می رسد …

 

 معرفی کتاب

جوجه اردک زشت یکی از داستان‌های شاه پریانی شاعر و نویسندهٔ مشهور دانمارکی، هانس کریستین اندرسن است. داستان جوجه اردک زشت که کاملاً برخاسته از ذهن اندرسن بوده و وابستگی‌ای به هیچ داستان عامیانه قدیمی ندارد، این داستان در زمان انتشار تحسین منتقدان را برانگیخت، همچنین اقتباس‌هایی در قالب اپرا، موزیکال،کارتون و انیمیشن از این داستان صورت گرفته است.

 

اطلاعات کتاب

 جوجه اردک زشت ترجمه ای است از داستان The Ugly Duckling (به فارسی: جوجه اردک زشت) که نخستین بار در ۱۱ نوامبر ۱۸۴۳ به همراه سه داستان دیگر از اندرسن در کپنهاگ دانمارک انتشار یافت.

 

کتاب: جوجه اردک زشت 


موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب جوجه اردک زشت ، مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن
برچسب ها: دانلود کتاب جوجه اردک زشت اثر هانس کریستین اندرسن , دانلود کتاب جوجه اردک زشت , هانس کریستین اندرسن , دانلود مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن

تاريخ : شنبه ۱۳۹۸/۰۱/۱۷ | 11:45 | نویسنده : مهدی رنجبر |
                          لباس جدید پادشاه

 

بازنویسی: شاگاهیراتا

مترجم: علی آشنا

سال نشر: ۱۳۷۲

تعداد صفحات: ۲۶ صفحه

حجم: ۶٫۱۶ مگابایت

 

 

خلاصه داستان

در زمان های بسیار دور پادشاهی زندگی می کرد که دوست داشت همیشه لباس های زیبا و جدید بپوشد. به همین خاطر خیاطهای او هر روز برایش لباس های تازه می دوختند تا اینکه یک روز فرا رسید که دیگر خیاطها دوخت لباس جدیدی به ذهنشان نرسید. تمام خیاطها جمع شدند و تلاش کردند که لباس جدیدی بدوزند؛ اما هیچ کدام نتوانستند این کار را انجام دهند. از طرفی پادشاه هم که خیلی مغرور و خودخواه بود نمی خواست باور کند که خیلی چاق است. تا اینکه یک روز دو آدم حقه باز به قصر وارد شدند و ادعا کردند که می توانند پارچه هایی مخصوص را ببافند که آدم های نادان نمی توانند آن را ببینند. پادشاه از سخن آنها استقبال زیادی کرد و گفت: پس خیلی خوب شد از این طریق می توانم آدمهای نادان را از هم تشخیص دهم. پادشاه بعد از گفتن این حرف پول زیادی به آنها داد. بافتده ها پول را پنهان کردند و در ظاهر شروع به کار کردند.

پادشاه می خواست بفهمد که کار بافنده ها به کجا کشیده است. این بود که وزیر را به آنجا فرستاد ولی وزیر وقتی وضعیت را مشاهده کرد، بسیار متعجب شد ولی با خودش گفت: اگر این موضوع را به پادشاه بگویم مرا به چشم یک فرد نادان نگاه می کند پس بهتر است به جای اینکه به او بگویم که هیچ چیزی را مشاهده نکرده ام و بافنده ها پارچه ای در حال بافت نداشته اند از آن تعریف کنم. این بود که نزد پادشاه رفت و شروع به تعریف و تمجید کرد. چند روز بعد پادشاه رئیس نگهبانان را برای دیدن پارچه فرستاد. او هم به مانند وزیر از پارچه خیلی تعریف کرد. پادشاه که از گفتن این حرفها خیلی خوشحال شده بود، به قصد دیدن بافت پارچه قصر را ترک کرد. وقتی که آنجا رسید، ماشین پارچه بافی را نگاه کرد؛ ولی چیزی مشاهده نکرد. از ترس اینکه اطرافیان او را به عنوان فرد نادان نگاه نکنند از بافنده ها تقدیر کرد و به آنها مقداری سکه داد. بالاخره یک روز بافنده ها نزد پادشاه رفتند و به او گفتند که دوخت پارچه تمام شده است. لباس را به پادشاه نشان دادند و به او گفتند اگر مردم شما را در این لباس ببینند حتما شما را تحسین می کنند. بافنده ها به پادشاه کمک کردند تا لباس هایش را از تنش بیرون بیاورد، سپس پادشاه وانمود می کرد که در حال پوشیدن لباس جدید است.

بالاخره روزی فرا رسید که نمایشی در خیابان ترتیب دادند. پادشاه هم در آنجا شروع به رژه رفتن کرد و به همه گفت: که فقط افراد دانا می توانند لباس مرا ببینند. همه هم حرفهای او را تایید می کردند تا اینکه بچه ای از میان جمعیت با صدای بلند به پادشاه گفت: که او هیچ گونه لباسی بر تن ندارد. پادشاه وقتی حقیقت را از زبان بچه شنید، بسیار متاثر شد و به قصر برگشت و دستور داد بچه را هم به آنجا ببرند. بعد از این ماجرا پادشاه به پدر و مادر او هدیه های فراوانی داد و بچه را مورد محبت خود قرار داد و گفت او تنها کسی بود که حقیقت را به من گفت. بعد از آن پادشاه به جای آنکه به فکر لباس جدید و زیبا باشد، به مشکلات مردم رسیدگی می کرد.

 

معرفی کتاب

لباس جدید پادشاه، نام داستان کوتاهی از نویسنده و شاعر مشهور دانمارکی، هانس کریستین آندرسن است. این داستان از مشهورترین داستان های این نویسنده است و ماجرای دو خیاط حقه باز را روایت میکند که در ازای دریافت پول فراوان، به پادشاهی طماع قول می دهند لباسی با طرح جدید و جالب برایش طراحی کنند.

 

اطلاعات کتاب

• لباس جدید پادشاه ترجمه ای است از داستان کوتاه دانمارکی Kejserens nye Klæder (به فارسی: لباس جدید امپراطور). این داستان کوتاه، در جلد سوم از اولین مجموعه داستان های آندرسن نوشته شد. اولین مجموعه داستان های آندرسن، با عنوان Fairy Tales Told for Children (به فارسی: داستان های پریان برای کودکان) توسط انتشارات C. A. Reitzel در سه جلد منتشر شد.  جلد اول و دوم این مجموعه به ترتیب در ماه می و دسامبر ۱۸۳۵ منتشر شده بودند و جلد سوم آن در هفتم آوریل ۱۸۳۷ منتشر شد.

 

 کتاب: لباس جدید پادشاه


موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب لباس جدید پادشاه ، مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن
برچسب ها: دانلود کتاب لباس جدید پادشاه اثر هانس کریستین اندر , دانلود کتاب لباس جدید پادشاه , هانس کریستین اندرسن , دانلود مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن

تاريخ : شنبه ۱۳۹۷/۰۱/۱۱ | 11:59 | نویسنده : مهدی رنجبر |

                         دخترک کبریت فروش

 

نویسنده: هانس کریستین آندرسن

مترجم: مریم یبنایی

 

سال نشر: ۱۳۷۲

تعداد صفحات: ۲۶ صفحه

حجم: ۵٫۹۸ مگابایت

 

 

خلاصه داستان

در شب سال نو، دخترکی فقیر و ژنده‌پوش که از شدت سرما به خود می‌پیچد سعی دارد تا کبریت‌هایش را به مردمی که برای خرید سال نو آمده‌اند بفروشد، اما کسی توجهی به او نمی‌کند. پدر دخترک او را تهدید کرده که اگر تمام کبریت‌هایش را به فروش نرساند، حق بازگشت به خانه را ندارد و اکنون که شب سربرآورده و خیابان‌ها خالی از مردمی شده که در کنار آتش گرم خانه‌هایشان مشغول جشن گرفتن سال جدید هستند، او یکه و تنها با کبریت‌هایی که به فروش نرفته‌اند باقی‌ مانده و جرأت بازگشت به خانه را ندارد.

سرما بیداد می‌کند و دخترک درگوشه‌ای پناه می‌گیرد و برای گرم کردن خود شروع به روشن کردن کبریت‌هایش می‌کند. در نور کبریت‌ها، او صحنه‌های دلپذیری همچون درخت کریسمس و شام سال نو را می‌بیند. سپس سرش را رو به آسمان گرفته و شهابی را می‌بیند و به یاد مادربزرگ درگذشته‌اش می‌افتد که به او گفته بود این ستاره‌ها نشانگر مرگ کسی هستند. با یاد مادربزرگش، دخترک کبریت دیگری را روشن می‌کند و در نور آن مادربزرگش را می‌بیند. دخترک تا آنجا که می‌تواند تمام کبریت‌هایش را یکی پس از دیگری روشن می‌کند تا مادربزرگش که تنها کسی بوده که دخترک را دوست داشته و به او محبت می‌کرده بیشتر در کنارش باقی بماند. دخترک می‌میرد و مادربزرگش روح او را با خود به بهشت می‌برد.

صبح روز بعد، مردم پیکر بی‌جان دخترک را، با گونه‌هایی سرخ و لبخندی بر لب در کنار کبریت‌های سوخته‌اش در گوشهٔ خیابان پیدا می‌کنند. مرگ او آنها را اندوهگین ساخته و می‌گویند که او برای گرم کردن خودش این کبریت‌ها را آتش زده است، اما چیزی که نمی‌دانند این است که دخترک در نور شعلهٔ این کبریت‌ها چه مناظر دلپذیری را دیده است و چگونه آغاز سال نو را در کنار مادربزرگش جشن گرفته است.

 

معرفی کتاب

دخترک کبریت‌فروش، نام داستان کوتاهی از نویسنده و شاعر بنام دانمارکی، هانس کریستین آندرسن است. این داستان دربارهٔ دخترک کبریت‌فروش فقیری است که در سرمای منجمدکنندهٔ شب سال نو سعی دارد تا کبریت‌هایش را به مردمی که مشغول خرید هستند، بفروشد. اما کسی به او توجهی نمی‌کند و او که در پایان شب یکه و تنها در خیابان باقی‌مانده است، با روشن کردن تک‌تک کبریت‌ها و دیدن رویاهایش در نور آنها در گوشهٔ خیابان از سرما جان می‌سپارد. همچنین اقتباس‌هایی در قالب فیلم‌های پویانمایی و یک فیلم تلویزیونی موزیکال، از این داستان صورت گرفته است.

این داستان که پر از احساسات انسانی یک دختر بچه می‌باشد، در ایران بسیار مورد استقبال قرار گرفت و انیمیشن آن تبدیل به یکی از پربیننده‌ترین برنامه های کودک در ایران شد. در همین راستا یکی از نمایندگان مجلس شوری اسلامی، محسن صرامی دلیل دوباره مطرح شدن این فیلم را جنبش فکری دخترک ولاشان دانست. لازم است ذکر شود این جنبش فکری بزرگترین گروه‌های فیسبوکی و وبلاگ نویسی ایران موسوم به درد و دل دخترک را دارند.

 

اطلاعات کتاب

• دخترک کبریت فروش ترجمه ای است از داستانِ دانمارکی Den Lille Pige med Svovlstikkerne (به فارسی: دخترک کبریت‌فروش) نوشته هانس کریستین آندرسن که نخستین بار در دسامبر ۱۸۴۵ به چاپ رسید.

 

 کتاب: دخترک کبریت فروش


موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب دختریک کبریت فروش ، مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن
برچسب ها: دانلود کتاب دخترک کبریت فروش اثر هانس کریستین اندر , دانلود کتاب دخترک کبریت فروش , هانس کریستین اندرسن , دانلود مجموعه آثار هانس کریستین اندرسن

تاريخ : جمعه ۱۳۹۷/۰۱/۱۰ | 11:59 | نویسنده : مهدی رنجبر |