![]()
در طول فصل اول سریال شهرزاد همیشه بحث این بود که چطور یک سریال در شبکه نمایش خانگی میتونه تا این حد سر و صدا ایجاد کنه. خوب جواب این سوال رو کارگردان در همون فصل اول بهمون داد ولی با شروع فصل دوم سریال برای بالا بردن تعداد مخاطبان خودش پای تم مافیایی رو کشید وسط، بطوری که شهاب حسینی تبدیل به پدر خوانده ایران شد!!!!
ولی بعد از انتقادات شدیدی که به حسن فتحی راجب این قضیه شد ، بازهم شاهد این بودیم که فتحی پا پس نکشید و در فصل سوم هم اینکار رو ادامه داد، اما تفاوت بارز این اپیزود با کل فصل دوم در اینه که می بینیم سریال در حال بهره گیری از زمینه چینی های فصل قبله.
ببینید فصل اول یه سریال عاشقانه بود و با تغییر این روند به تم مافیایی در فصل دوم کل ساختار قصه گویی داستان فروریخت و حسن فتحی مجبور شد نه تنها داستان رو از اول تعریف کنه بلکه به اون یه نما هم اضافه کنه.
یعنی یه سریال داشت که عاشقانه بود و داستانگویی هر شخصیت به خوبی به مخاطب القا شده بود ولی وقتی خواست داستان رو عوض کنه باید ساختار عاشقانه رو تا حد زیادی فرو میریخت و یه شخصیت گویی کلی نه تنها به شخصیت ها بلکه به خود سریال هم اضافه میکرد. نتیجه کار کاهش شدید بیننده و سردرگمی مخاطبینی بود که این کار رو دوست نداشتن.

کلا مردم دو دسته بودن:
1: کسانی که قبلا سریال خارجی ندیده بودن و فقط صدا و سیما رو میدیدن و با این اتفاق آشنایی نداشتن.
2: مردمی که سریال خارجی دیده بودن و نمونه این اتفاق رو بسیار بهتر دیده بودن!!!
اما فصل سوم شروع کار دوباره سریال پس از یک فصل کامل خفقان شخصیت هاست، جایی که سریال دیگه چیزی برای از دست دادن نداره. سریال در فصل پایانی خودش به سر میبره، طرفداران عاشقانه از سریال دارن زده میشن و طرفداران مافیا سریال رو تقلید زشتی از پدر خوانده میدونن.
در اینجا حسن فتحی با بهترین روش ممکن باز هم بی خیال ملت شد و با تنها یک کاراکتر دنیای سریال رو فروریخت.
بله درست حدس زدین، آپرویز.
در فصل قبل این شخصیت طوری به شکل کشیده شد که انگار یه فردین جدید اضافه شد ولی حقیقت اینه که آپرویز نه تنها یه فردین نیست بلکه بسیار کثیف تر و وحشتناک تر از امثال قباد دیوان سالار و بزرگ خان و بهبودی و ... است.
همونطور که گفتم فتحی دیگه چیزی برای از دست دادن نداره پس شخصیتی رو پیش شوند که نزدیک ترین فرد به خودشه، آپرویزی که بچه خاک و خوله ، کسی که از پولدارها متننفره و از مقام و جایگاه دیگران ترسی نداره.
مثلا شاید همه بزرگ آقا رو بزرگترین بدمن شهرزاد بدونن ولی حقیقت اینه که ما زمانی بزرگ آقا رو دیدیم که تمام چیزهایی رو که میخواست رو بدست آورد بود و تنها در فکر حفظ امپراطوری خودش بود نه این که اون رو گسترش بده ، در حالی که آپرویز با این که مقامش خیلی هم بالا نیست ولی مثال وحشتناکی از سرکوب ملته.
راحت تر بخوام بگم: آپرویز یه مار زخمیه که میون موش هاست و هر موشی بیافته دم دستش رو به نیش میکشه در حالی که بزرگ آقا کسی بود که در شهر موشها فرمانروایی میکرد و دیگه سیر شده بود.
پس هر طور حساب کنیم آپرویز قراره جدیدترین آس حسن فتحی باشه.
درسته فصل دوم سریال سیاست رو به بی راهه کشید ولی انگار کارگردان قرار این بار حتی ذره ای هم شده شجاعت به خرج بده و با پیش کشیدن مسائل فمنیستی و سرکوب گری پیامی رو به سرکوبگران این روز ها بده.
در ابتدا گفتم همه میگن چطوری شهرزاد این قدر موفق شد، خوب در اینجا کارگردان جوری با پاسخ بازیگران و داستان و شخصیت ها و هدف ها ، پاسخ رو تو صورتتون میکوبه که جرات پرسیدن این سوال دیگه به ذهن مخاطب نمیافته.
در کل میشه گفت بعد از یه فصل شخصیت پردازی ، در نهایت فتحی داره هر چی کاشته رو درو میکنه و یه افتتاحیه قوی همون چیزی بود که طرفدارن انتظارش رو هرگز نداشتن ولی حقیقت اینه که اتفاق افتاد.
موضوعات مرتبط: معرفی سریال ، نگاهی به اپیزود اول فصل سوم شهرزاد
برچسب ها: نگاهی به اپیزود اول فصل سوم شهرزاد , نقد اپیزود اول فصل سوم شهرزاد , نگاهی به قسمت اول فصل سوم شهرزاد , معرفی سریال
.: Weblog Themes By Pichak :.
