درباره وب

سلام.

از دوستانی که مایل به همکاری در وبلاگ رایگان فیلتاب هستند و توانایی قرار دادن مطالب رو در زمینه سینما و تلویزیون یا کتاب در وبلاگ قرار بدن درخواست همکاری میشود.
لطفا در صورت علاقه در زمینه همکاری ، با ایمیل زیر بهم اطلاع بدید.
Ranjbar.mehdi22@gmail.com

۱. حتما نظر بدین.
۲. اگه کتابی رو خواستین اینجا منتشر کنین, فیلتاب کاملا پشتیبانی میکنه.
۳. کتاب هایی نظیر ترجمه جلد چهارم نغمه یخ و آتش که پولی هستن رو نمیتونم رایگان بزارم, اصلا مشکل حقوقی داره. لطفا این رو ازم نخواین چون شرمنده تون میشم.
۴. اگه لینکی مشکل داره خواهشا خبرم کنین تا درستش کنم.
۵. اگه کسی میخواد از لینک های فیلتاب استفاده کنه, لازم نیست اجازه بگیره و خودتون ازش استفاده کنین ولی فقط ذکر منبع رو فراموش نکنین.
۶. هر کسی میخواد وبلاگ های هم رو لینک کنیم یا سایتش رو جزو دوستان فیلتاب قرار بدم, یه نظر بزاره تا لینکش کنم. (بخیل که نیستیم, والا)

بچه ها اگه کسی مایله کتابی رو ترجمه کنه لطفا خبرم بکنه. اگه توی تایپ و مخصوصا ویراستاری هم کس دیگه ای هست که مایل به همکاریه بازم خبرم کنه.

دوستان اگه کسی میخواد کتاب یا داستان کوتاهی رو بنویسه  و به صورت پست به پست به اسم خودش قرار بدم, برام به اون ایمیل بالا بصورت متن یا PDF یا هر شکل مرسوم دیگه ای بفرسته.
باعث افتخاره که داستان های کوتاهتون رو منتشر کنم.
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
تبریک سال جدید خدمت دوستان کتابخوان ((با تاخیر))

من سال گذشته خیلی درس داشتم به خاطر همین مطالعه کتاب های ازادم برخی ماه ها به زیر صفر  می رسید بنابراین کتاب تروتازه ای تو دست و بالم نیست که خاص باشه  اما چند تا کتاب هست که زمانی نوجوون بودم خوندمش و خیلی لذت بردم و البته شما هم اگه زیر15 سال سن دارید از خوندن پدر ان دیگری بیشتر از بقیه کیف می کنید کتابی که چند وقت پیش فیلمش هم روی پرده سینا هم رفت اما هیچ فیلمی رو ندیدم که از کتابش جذابتر باشه

کتاب های خاص قسمت هشتم

پدر ان دیگری

شهاب پسر بچه ایست که حرف نمیزد، تنها دوستش خیالی است و همیشه دردسرساز است این کودک چنان شما را شیفته خود میکند که با خنده می خندید با گریه اش اشک در چشمانت حلقه میزند

هم نسخهPDFوهم نسخه چاپی کتاب موجوده

کاش می توانستم فحش بدهم ، تمام بچه ها فحش بلدند ، از میان تمام حرفها فحش را تشخیص می دادم و آنها را به دقت به خاطر می سپردم که البته معنی بعضی از آنها را می فهمیدم مثل پدر سگ و معنی بعضی ها را نه نمی دانستم . یکبار یکی از بچه ها کوچه به خسرو گفت تو مادر قهوه ای ، خسرو آنقدر عصبانی شد که پرید و همدیگر را کلی زدن ، من خیلی فکر کردم که این کلمه یعنی چی که مادر ادم قهوه ای باشد . مگر چه اشکالی دارد ؟ ببی گفت : قهوه ای اسم یه رنگه ، حتمامادرش از رنگ قهوه ای خوشش نمی آد ، من گفتم : خوب منم بدم می آید دوست دارم مامانم مانتو صورتی بپوشد ، مدتی گیج بودیم تا اینکه اسی گفت : شاید منظورش قهوه خوردنی باشد ، من گفتم مادر چاییه هم بده ، چقدر خنده دار! این بزرگا چقدر خنگن ، چه چیزهایی واسه خودشون درست می کنند ، سه تایی خیلی خندیدیم . اسی هرچیزی که توی اتاق بود به مادر گفت و ما از خنده غش می کردیم ، مادر صندلی ، مادر میز ، ببی گفت باید خوردنی باشد ، مادر لوبیا ، مادر خورشت . »



چطور اينو نمي فهمه؟ يعني نمي دونه كه بچه هاي خوب، سالم، خوشگل و باهوش مال باباهان و بچه هاي خنگ، زشت و اونایی که نمیتونن حرف بزنن مال مامانان

 


موضوعات مرتبط: کتاب های خاص

تاريخ : جمعه ۱۳۹۸/۰۱/۰۹ | 16:27 | نویسنده : مهدی رنجبر |