خلاصهای از "ماریای هیچم و جعبهی خالی"اثر میکاگه ایجی:
کازوکی هوشینو برای زندگی روزمرهاش بیشتر از هرچیز دیگر ارزش قائل است. او با بیخیالی همراه با دوستانش روزها را سپری میکرد، تا این که ناگهان خوشی یگنواخت و بیرویدادش با منتقل شدن آیا اوتوناشی، زیباروی گوشهگیر و بیاعتنا به کلاسشان، و بیانیهی تاثیر گذاری که بلاقاصله بعد از رسیدنش بیان کرد، به پایان رسید.

«من اینجام که نابودت کنم، این سیزده هزار و صد و هجدهمین انتقال مدرسهایه که دارم تحمل میکنم، و حتی من هم بعد از ای همه تکرار نمیتونم نذارم که تحمل و ظرفیتم تموم شه. پس برای تغییر روند، این دفعه اعلام جنگ میکنم.»
و با این کلمات گیجکننده بود که روزهای عادیای که آنقدر برای کازوکی عزیز و دوستداشتنی بودند به چرخهای از هیاهو و ترس و آشوب تبدیل شدند. ظاهر شدن ناگهانی آیا نشان از برملایی راز و رمزهایی نا\یدا داشت که دوستان به ظاهر عادیاش را احاطه کرده بود، از جملهی کشف دستگاههای عجیبی که با نام جعبه شناخته میشوند.
راستی این جلد اول بود و تا جایی که خبر دارم جلد دوم در حال ترجمه است و به محض انتشار قرار میدم.
موضوعات مرتبط: کتاب ، کتاب ماریای هیچم و جعبه خالی
برچسب ها: ماریای هیچم و جعبهی خالی , میکاگه ایجی , مجموعه ماریای هیچم , فیلتاب
.: Weblog Themes By Pichak :.
